Bahman Zahedi
| From: | Bahman Zahedi | Date: | Mon, 18 Jan 2016 01:50:03 +0000 |
| Subject: | Bahman Zahedi | ||
| Groups: | php.install | ||
| Request: | Send a blank email to php-install+get-20452@lists.php.net to get a copy of this message | ||
علاقمند به دریافت خبرنامه نیستید؟ لغو عضویت (
https://bahman.zahedi.com/index.php?subid=2544&option=com_acymailing&ctrl=user&task=out&mailid=61&key=3a76ae0afc72c4712822a80ba7684743&lang=ir
)
Bahman Zahedi
بهمن زاهدی
گفتگوهای هفتگی (هفته چهارم دیماه)
بهمن زاهدی: پرسیده شده که تفاوت سلطنت و مشروطه پادشاهی
در چیست؟ تفاوت در دو نگاه به
شکل نظام آینده ایران هست. در نظام مشروطه پادشاهی،
پادشاه بهعنوان «نماد همبستگی»
و «ملی» شناخته میشود و مقامی تشریفاتی و عاری از قدرت
اجرایی و سیاسی داراست. سلطنت
برعکس به پادشاه قدرت اجرایی و سیاسی میدهد و به همین
جهت شیوه حکومتی نظام
دموکراتیک نخواهد ماند.
سلطنتطلب قدرت تصمیمگیری خود را به پادشاه میدهد و
خود را از هرگونه مسئولیت
اجتماعی و سیاسی بیگانه احساس میکند. سلطنتطلب
بهمانند دلواپسان و یا بسیجیان
جمهوری اسلامی که فقط به ولایت اعتقاددارند، رفتار
میکند و هرگونه سرپیچی از فرمان
ولایت را خیانت بهنظام و رهبر خود برمیشمارند. برعکس
یک مشروطهخواه با داشتن
قدرت تصمیمگیری فردی، خود را در مقابل جامعه مسئول
احساس کرده و در مداخله در سیاست
از خود واهمهای نشان نمیدهد و دارای اندیشهای
سازنده و مردمی برای ساخت آینده
ایران هست.
برای احیای دوباره سلطنت در ایران، سلطنتطلب تنها
منتظر دستور از بالا و چراغ سبز
بیگانگان نشسته و خود را در متن مبارزه دخالت نمیدهد،
درحالیکه یک مشروطهخواه
خود را برای آیندهای روشن و هدفی مشخص، همیشه در حال
مبارزه میبیند.
با این توضیح کوتاه، فکر میکنم حداقل دلایل شخصی من
برای ادامه مبارزه با جمهوری
اسلامی بهعنوان یک مشروطهخواه (لیبرال دموکرات) و نه
یک سلطنتطلب بیشتر
روشنشده باشد.
دانيال خندهرو: نهتنها وظيفه يك مشروطهخواه است كه
در زمان كاستى، از باور و شيوه
عمل بزرگان مكتب خود خرده بگيرد، بلكه احزاب بزرگ اروپا
هم میباید اشتباهات يك رهبر
بزرگ بهمانند رياست جمهورى آمريكا را به چالش كشيده و
نقد كنند. قبول اينكه سيستم
حمايت اجتماعى (ObamaCare) و به رسميت شناختن ازدواج
همجنسگرایان در آمريكا نكات
درخشانى در كارنامه دوران زمامدارى اوست اما سياست خارجى
و بهویژه بهار عربى، حكومت
جمهورى اسلامى و داعش از شکستهایی است كه دنيا در
آیندهای نهچندان دور آنها را
فراموش نخواهد كرد. سخنرانى ساليانه در كنگره در ذهن
طرفداران زبان به كام گرفته
اوباما، پيروزى بود و براى منتقدان وى «بازهم
رییسجمهور بلا بلا بلا (bla bla bla)».
بهمن زاهدی: جنگ اقتصادی مابین عربستان سعودی، امریکا و
جمهوری اسلامی باعث شده است
که قیمت نفت ظرف یک سال از یکصد دلار به کمتر از سی دلار
برسد. عربستان هم برای تضعیف
کمپانیهای نفتی آمریکایی رقیب که از روش استخراج
«فراکینگ» استفاده میکنند وهم
برای تضعیف هر چه بیشتر اقتصادی جمهوری اسلامی،
بیشازحد معمول نفت استخراج کرده و
بازار جهانی نفت را اشباح کرده.
«استراتژی بازارشکنی» عربستان در درازمدت به خود
سعودیها ضربه خواهد زد ولی وحشت
عربستان از جمهوری اسلامی در سوریه بیمورد هم نیست.
درزمانی که جمهوری اسلامی کمرش
زیر تحریمهای اقتصادی خمشده بود، توانست به اسد در
سوریه کمک شایانی بکند و یمن را
به جنگ داخلی بکشاند. حال اگر جمهوری اسلامی به دلارهای
نفتی ایرانیان دستیابی
دوبارهای پیدا کند خصلت خونریزی و ایجاد تشنج در
خاورمیانه ملایان حاکم بر ایران
ابعاد گستردهتری پیدا خواهد کرد.
امریکا با رئیسجمهور ضعیفی بهمانند اوباما که نه از
سیاست جهانی چیزی فهمیده و نه
بهمانند همیشه دوست و دشمن خود را میتواند تشخیص دهد،
عربستان سعودی را به وحشت
انداخته و عکسالعمل سعودیها در مقابل سیاست «بهار
عربی» حزب دموکرات امریکا
بیمورد نیست! امریکا، خواهان خاورمیانهای اسلامی هست
ولی این حمایت از
اسلامگرایان هماکنون هم سیل پناهجویان را به اروپا
دامن زده و هم تروریستهای
اسلامی بهسوی اروپا و امریکا راهی کرده. گویی، امریکا
این بار آگاهانه میخواهد
یازده سپتامبر دیگری برپا کند!
دانيال خندهرو: هفته گذشته مقاله ارزشمندى را خواندم با
عنوان «به چالش كشيدن
اسلام، نژادپرستى نيست.» قسمتى از آن مقاله را برايتان
بازگو میکنم؛ «در نشست گروه
بيست در آنتاليا سؤالى از رییسجمهور باراك اوباما
پيرامون ارتباط اسلام و تروريسم
پرسيده شد كه وى در جواب گفت: من فكر میکنم كودكان
مسلمان بايد به اين دوگانگى در ذهن
خودپاسخ دهند كه چگونه میتوان يك انسان بیگناه را
درراه خدا كشت؟» نويسنده آن
مقاله بر اين عقيده بود كه در برخى موارد -اسلام- سكوت
گواه نيست و میبایست چالش گر
بود. در ميان طرفداران وجود پادشاه بهعنوان شخص اول
كشور -سمبوليك- چالش گرا بودن از
نيازهاى اساسى است كه از گرويدن به ديكتاتورى جلوگيرى
خواهد كرد. چگونه میتوان صحبت
از دموكراسى كرد و پادشاه را جانشين خدا در زمين ديد؟ به
رأى شهروندان ارزش نهاد اما
نظر شخصى پادشاه را ختم كلام دانست؟ اینگونه
دوگانگیهای ذهنى نيازمند يك ذهن چالش
گرا است؛ با ممنوع كردن گفتگو، ذهن پويا را نمیتوان در
قفس زندانى كرد.
مراجعه به مقاله در سایت اینترنتی (
https://bahman.zahedi.com/ir/home-farsi/94-neveshtehaa/goftego/324-goftego-2016-01-16.html
)
اگر محتوای این ایمیل را شما نمیتوانید بخوانید به
مرورگر ببرید. (
https://bahman.zahedi.com/index.php?option=com_acymailing&ctrl=archive&task=view&mailid=61&key=0JswXTCp&subid=2544-3a76ae0afc72c4712822a80ba7684743&tmpl=component&lang=ir
)